ترجمه "editor" به فارسی

ویرایشگر, تدوینگر, ویراستار بهترین ترجمه های "editor" به فارسی هستند.

editor noun دستور زبان

A person who edits or makes changes to documents. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ویرایشگر

    noun

    newspaper editor [..]

    No editor configured. Please do this in the settings dialog

    بدون ویرایشگر پیکربندی شده. لطفاً ، این را در محاورۀ تنظیمات انجام دهید

  • تدوینگر

    noun

    someone who manipulates video footage and assembles it into the correct order [..]

  • ویراستار

    person who edits [..]

    You're an editor and gorgeous and talented and effortlessly beautiful.

    ویراستار بودنت جذاب و بااستعداد و به شدت زیبا هم هستی

  • ترجمه های کمتر

    • دبیر
    • مونتور
    • ویراگر
    • (روزنامه و مجله و غیره) سردبیر
    • (فیلم و نوار و غیره - دستگاهی که با آن ویرایش می کنند)تدوینگر
    • (کامپیوتر - برنامه ای که حک و اصلاح داده های انبار شده را میسر می کند) ویراستار
    • ویر استار – ایدیتور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " editor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Editor
+ اضافه کردن

"Editor" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Editor در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "editor" با ترجمه به فارسی

  • ویرایشگر خط
  • ویرایش صدا
  • تدوینگر
  • ویراستار صفحه
  • ویرایشگر متن
  • ویرایشگر کد منبع
  • (امریکا) سردبیر مسئول اخبار محلی · (انگلیس) سردبیر روزنامه (مسئول اخبار اقتصادی) · (روزنامه نگاری) · میز شهری
  • (مطبوعات) سردبیر · سرویراگر · مدیر ویراستاری
اضافه کردن

ترجمه های "editor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه