ترجمه "editorial" به فارسی

سرمقاله, مقاله, ویراستاری بهترین ترجمه های "editorial" به فارسی هستند.

editorial adjective noun دستور زبان

Of, or relating to an editor, editing or an editorial. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرمقاله

    noun

    journalism genre

    Give you a little peek into our editorial notebook.

    به شما اجازه می دهم نگاهی کوتاه و زیرچشمی به دفتر یادداشت سرمقاله نویس ما بندازید.

  • مقاله

    noun

    I wanted to talk to you about my editorial.

    مي خواستم راجع به سر مقاله ام باهات صحبت کنم

  • ویراستاری

    He said they made the editorial decision to only cite the lead scientist.

    گفت از نظر ویراستاری تصمیم گرفته شده که فقط اسم دانشمند ارشد رو ذکر کنن

  • ترجمه های کمتر

    • سردبیرانه
    • ویراستارنگاشت
    • ویراستاره
    • ویرایشی
    • (روزنامه) وابسته به سردبیر
    • (مقاله یا مقالاتی که نظر سردبیر را منعکس می کند در مقایسه با آگهی ها و تصاویر یا مقالات گرفته شده از خبرگزاری ها و غیره)سرمقاله
    • وابسته به ویرایش و ویراستاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " editorial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "editorial" با ترجمه به فارسی

  • کارتونهای سرمقالهای
  • (روزنامه و مجله و غیره) · (عقاید شخصی خود را در متن وارد کردن یا بر زدن)ویراستار پردازی کردن · سرمقاله نوشتن · ویراستاره نویسی کردن
اضافه کردن

ترجمه های "editorial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه