ترجمه "effectively" به فارسی
عملا, بطورموثریاکارگر بهترین ترجمه های "effectively" به فارسی هستند.
effectively
adverb
دستور زبان
In an efficient or effective manner; with powerful effect. [..]
-
عملا
All of a sudden they are effectively emancipated from geography.
به یکباره عملا از زیر سلطه جغرافیا خارج شدند.
-
بطورموثریاکارگر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " effectively " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "effectively" با ترجمه به فارسی
-
اثرکننده · مجری
-
انجام شده · فاضل · کامل شده
-
فاصلهگذاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن