ترجمه "effector" به فارسی

مجری, (بخشی ازعصب که انگیزه را به اندام انگیزپذیر می فرستد) انگیز رسان, (عضله یا یاخته یا غده و غیره که بتواند به انگیزه - به ویژه انگیزه ی عصبی - واکنش بدهد) انگیز پذیر بهترین ترجمه های "effector" به فارسی هستند.

effector noun دستور زبان

(biology) Any small molecule that effects the function of an enzyme by binding to an allosteric site. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجری

    noun
  • (بخشی ازعصب که انگیزه را به اندام انگیزپذیر می فرستد) انگیز رسان

  • (عضله یا یاخته یا غده و غیره که بتواند به انگیزه - به ویژه انگیزه ی عصبی - واکنش بدهد) انگیز پذیر

  • (کالبد شناسی)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " effector " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "effector" با ترجمه به فارسی

  • اثرکنندهها · اثرکنندهها (ژنتیک) · افکتورها · اندام های مجری · مهاركنندههاي ژن
اضافه کردن

ترجمه های "effector" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه