ترجمه "effectuality" به فارسی
سودمندی, نافعیت, اثر بهترین ترجمه های "effectuality" به فارسی هستند.
effectuality
noun
دستور زبان
The state or condition of being effectual. [..]
-
سودمندی
-
نافعیت
-
اثر
nounWith these resolutions, more honourable than judicious or effectual, she remained
او با چنین تصمیمی که شرافتمندانهتر و اثر گذار تر بود باقی ماند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " effectuality " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "effectuality" با ترجمه به فارسی
-
انگیزاندن · ایجاد کردن · باعث شدن · سبب شدن · موجب شدن
-
اجرا · انجام
-
(تولید کننده ی اثر دلخواه) کاری · (دارای ارزش قانونی) معتبر · برآور · برگر · ثمربخش · قابل اجرا · قانونی · مفید · موثر · موجود · واقعی
-
برگرانه · به طور موثر · به طور واقعی · به طورثمربخش · در واقع · عملا · واقعا · کاملا
-
اجرا · انجام
اضافه کردن مثال
اضافه کردن