ترجمه "effectuate" به فارسی

انگیزاندن, ایجاد کردن, باعث شدن بهترین ترجمه های "effectuate" به فارسی هستند.

effectuate verb دستور زبان

(transitive) To be the cause of something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انگیزاندن

  • ایجاد کردن

    Verb
  • باعث شدن

    Verb
  • ترجمه های کمتر

    • سبب شدن
    • موجب شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " effectuate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "effectuate" با ترجمه به فارسی

  • اثر · سودمندی · نافعیت
  • اجرا · انجام
  • (تولید کننده ی اثر دلخواه) کاری · (دارای ارزش قانونی) معتبر · برآور · برگر · ثمربخش · قابل اجرا · قانونی · مفید · موثر · موجود · واقعی
  • برگرانه · به طور موثر · به طور واقعی · به طورثمربخش · در واقع · عملا · واقعا · کاملا
  • اجرا · انجام
اضافه کردن

ترجمه های "effectuate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه