ترجمه "eggs" به فارسی
تخم مرغ, تخمها, تخمها (تغذیه) بهترین ترجمه های "eggs" به فارسی هستند.
eggs
verb
noun
Plural form of egg. [..]
-
تخم مرغ
nounYou shouldn't put all your eggs in one basket.
همه تخم مرغ هایتان را در یک سبد نگذارید.
-
تخمها
I set off to Egypt to get the eggs.
براي آوردن تخمها به سمت مصر براه افتادم.
-
تخمها (تغذیه)
-
تخمهاي تازه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eggs " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Eggs
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Eggs" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Eggs در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "eggs" با ترجمه به فارسی
-
تخممرغهاي بدون پوسته · تخمهای با پوسته نرم · غشاهای پوسته تخم مرغ · پوسته تخم مرغ
-
آلبومن تخم مرغ · سفیده تخم مرغ · سفیده تخممرغ
-
آلبومن تخم مرغ · سفیده تخم مرغ
-
قطعهبندی تخم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن