ترجمه "eggshell" به فارسی
(رنگ) تخم مرغی, (مانند پوست تخم مرغ) نازک و شکننده, زرد و سپید بهترین ترجمه های "eggshell" به فارسی هستند.
eggshell
adjective
noun
دستور زبان
The shell around an egg. [..]
-
(رنگ) تخم مرغی
-
(مانند پوست تخم مرغ) نازک و شکننده
-
زرد و سپید
-
ترجمه های کمتر
- سپید زردفام
- پوست تخم مرغ مانند
- پوست تخم مرغی
- پوسته مانند
- پوسته ی تخم مرغ (یا تخم سایر جانداران)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eggshell " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن