ترجمه "eject" به فارسی

برفشاندن, راندن, (از خانه یا محلی) بیرون کردن بهترین ترجمه های "eject" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: He ejected just before he dove the plane straight into the ground. ↔ قبل از اينکه مستقيم بخوره زمين با اتاقکش دکمه خروج رو زده و اومده بيرون

eject verb noun دستور زبان

(transitive) To force (a person or persons) to leave. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برفشاندن

  • راندن

    verb
  • (از خانه یا محلی) بیرون کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (با صندلی پرتاب) از هواپیما بیرون پریدن یا پرانده شدن
    • از چیزی جدا شدن
    • برون افکندن
    • برون ریختن
    • فوران کردن
    • پرتاب کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eject " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "eject" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) دعوی استرداد · اخراج · برون افکنی · برون ریزی · بیرون کردن · جلوگیری از تصرف عدوانی · فوران · پرتابش
  • اشاندنی · قابل دفع یا اخراج
  • همخوان پرانشی
  • اخراج · اشانش · خلاصی · دفع
  • خروج جرم از تاج خورشیدی
  • (هواپیمای جنگی) صندلی پرتاب · صندلي پران · صندلی پرتاب به بیرون · صندلیپران
  • ترشح شير · خروج شير · شیردهی
  • اخراج · اشانش · خلاصی · دفع
اضافه کردن

ترجمه های "eject" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه

He ejected just before he dove the plane straight into the ground.
قبل از اينکه مستقيم بخوره زمين با اتاقکش دکمه خروج رو زده و اومده بيرون
Nuri put, as the condition of cease fire, their instant ejectment of the Turks from the houses.
نوری برای آتشبس به آنهاپیشنهاد کرد که ترکهای مستقر در دهکده را به ما تحویل دهند.
The hope is that if the collision has enough energy, it may eject some of the debris from the collision from our dimensions, forcing it to enter into the other dimensions.
امید آن هست که اگر این برخورها انرژی کافی داشته باشند، ممکن است برخی از بقایای برخورد از ابعاد ما به ابعاد دیگر حرکت کنند.
However, the star's loss of mass could send the orbits of the surviving planets into chaos, causing some to collide, others to be ejected from the Solar System, and still others to be torn apart by tidal interactions.
با این وجود، از دست دادن جرم خورشید سبب ایجاد آشوب در مدارهای سیارات نجات یافته میشود، موجب برخورد آنها میگردد، برخی دیگر از منظومه شمسی خارج میشوند، و برخی نیز به وسیله تعاملات جزر و مدی پارهپاره میشوند.
you, too,' he said, addressing Karenin and forgetting his name, at first would have ejected me on the ground of the old coat
شما هم نام و نام پدری کارهنین را فراموش کرده بود که پوستین دهاتی مرا میدیدید، نزدیک بود مرا بیرون بکنید.