ترجمه "ejectable" به فارسی

اشاندنی, قابل دفع یا اخراج بهترین ترجمه های "ejectable" به فارسی هستند.

ejectable adjective دستور زبان

Able to be ejected. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشاندنی

  • قابل دفع یا اخراج

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ejectable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ejectable" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) دعوی استرداد · اخراج · برون افکنی · برون ریزی · بیرون کردن · جلوگیری از تصرف عدوانی · فوران · پرتابش
  • همخوان پرانشی
  • اخراج · اشانش · خلاصی · دفع
  • خروج جرم از تاج خورشیدی
  • (از خانه یا محلی) بیرون کردن · (با صندلی پرتاب) از هواپیما بیرون پریدن یا پرانده شدن · از چیزی جدا شدن · برفشاندن · برون افکندن · برون ریختن · راندن · فوران کردن · پرتاب کردن
  • (هواپیمای جنگی) صندلی پرتاب · صندلي پران · صندلی پرتاب به بیرون · صندلیپران
  • ترشح شير · خروج شير · شیردهی
  • (از خانه یا محلی) بیرون کردن · (با صندلی پرتاب) از هواپیما بیرون پریدن یا پرانده شدن · از چیزی جدا شدن · برفشاندن · برون افکندن · برون ریختن · راندن · فوران کردن · پرتاب کردن
اضافه کردن

ترجمه های "ejectable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه