ترجمه "electrical" به فارسی
برقی, الکتریک, رجوع شود به electric بهترین ترجمه های "electrical" به فارسی هستند.
electrical
adjective
noun
دستور زبان
Related to electricity (or electronics) [..]
-
برقی
adjectiverelated to electricity and electronics
He was on the roof with his electric guitar.
او بالا پشت بام بود با گیتار برقی اش.
-
الکتریک
related to electricity and electronics
An electric quiver shot through the whole barricade, and the sound of hands seeking their guns became audible.
یک ارتعاش الکتریک در همه سنگر جریان یافت و صدای حرکت دستها در جستجوی تفنگها شنیده شد
-
رجوع شود به electric
-
وابسته به صنعت برق یا کاربرد برق
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " electrical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "electrical" با ترجمه به فارسی
-
گشتاور دو قطبی الکتریکی
-
چگالی جریان الکتریکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن