ترجمه "electricity" به فارسی

الکتریسیته, برق, برانگیختگی بهترین ترجمه های "electricity" به فارسی هستند.

electricity noun دستور زبان

A form of energy usually carried by wires or produced by batteries used to power machines and computing, communications, lighting, and heating devices. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • الکتریسیته

    form of energy [..]

    A kind of electricity seemed to be gathering inside them.

    مثل این بود که نیرویی شبیه به الکتریسیته توی آنها جمع شده بود.

  • برق

    noun

    form of energy [..]

    The electricity was on, the streets were cleared, and the rubble of looting was gone.

    برق شهر وصل بود وخ یابانها ازماشینهای مزاحم پاک شده بودند ساختمانی خبری ازنخاله نبود.

  • برانگیختگی

  • ترجمه های کمتر

    • (آمیزه ای از هیجان وانتظار) روان تنش
    • (بخشی از فیزیک که با برق سروکار دارد) برق شناسی
    • بار برقی (یا الکتریکی)
    • برق زدگی
    • جريان الکتريکی
    • جریان برق
    • شور و هیجان
    • علم برق
    • نیروی برق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " electricity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Electricity
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برق

    noun

    But they are going to cut it Electricity, I seized that

    اما فکر مي کنم ميخوان منبع برق ها رو قطع کنن

عباراتی شبیه به "electricity" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "electricity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه