ترجمه "electrify" به فارسی
(دستخوش هیجان و دلهره کردن) مات و مبهوت کردن, (مثلا به خانه ها و روستاها) برق رسانی کردن, برق دادن بهترین ترجمه های "electrify" به فارسی هستند.
electrify
verb
دستور زبان
To communicate electricity to; to charge with electricity; as, to electrify a jar. [..]
-
(دستخوش هیجان و دلهره کردن) مات و مبهوت کردن
-
(مثلا به خانه ها و روستاها) برق رسانی کردن
-
برق دادن
-
ترجمه های کمتر
- برق زده کردن
- برقی کردن
- تکان برقی (شوک الکتریکی) دادن
- دارای بار برقی کردن
- دارای نیروی برق کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " electrify " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "electrify" با ترجمه به فارسی
-
الکتریکی شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن