ترجمه "electro" به فارسی

الکترو, رجوع شود به electrotype بهترین ترجمه های "electro" به فارسی هستند.

electro verb noun دستور زبان

(countable) (obsolete) An electrotype [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • الکترو

    music genre

    Okay, I'm zeroing out the electro-osmotic flow rate in the micro-fluidic channel.

    باشه منم دارم میزان جریان الکترو-آزماتیک نقطه گذاری میکنم تو کانال میکروسیالی

  • رجوع شود به electrotype

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " electro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "electro" با ترجمه به فارسی

  • با برق [electrocute] · برق [electromagnet] · برق کافت [electrodeposit] · برقی
  • الکترو هاوس
  • الکترو-هاپ
اضافه کردن

ترجمه های "electro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه