ترجمه "electrolytic" به فارسی

الکترولیتی, الکترولیزی, (تولید شده از راه الکترولیز) برق کافتی بهترین ترجمه های "electrolytic" به فارسی هستند.

electrolytic adjective noun دستور زبان

of, relating to, or using electrolysis [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • الکترولیتی

    noun

    My electrolyte elixir worked.

    اکسیر الکترولیتی من جواب داد

  • الکترولیزی

  • (تولید شده از راه الکترولیز) برق کافتی

  • (وابسته به یا دارای برق کافه) برق کافه ای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " electrolytic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "electrolytic" با ترجمه به فارسی

  • (هر محلول که از طریق فرستادن یون های مثبت و منفی به الکترودها نقش هادی برق را دارد) برق رسان · الکترولیت · برق کافته · برق کافه
  • مربوط به افسادیاتحلیل الکتریکی
  • الکترولیتی · خازن الکترولیتی
  • الکترولیتها · پليالكتروليتها
  • الکترولیتی
  • (هر محلول که از طریق فرستادن یون های مثبت و منفی به الکترودها نقش هادی برق را دارد) برق رسان · الکترولیت · برق کافته · برق کافه
اضافه کردن

ترجمه های "electrolytic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه