ترجمه "elevate" به فارسی

افرازیدن, فرازیدن, افراشتن بهترین ترجمه های "elevate" به فارسی هستند.

elevate adjective verb دستور زبان

(transitive) To raise (something) to a higher position; to lift. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • افرازیدن

  • فرازیدن

  • افراشتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • لول
    • (بر دانگ صدا) افزودن
    • (حرارت و صدا و غیره) زیاد کردن
    • (قدیمی) رجوع شود به elevated
    • ارتقای رتبه دادن
    • بالا بردن
    • بزرگوار کردن
    • بلند کردن
    • به جاه و مقام رساندن
    • به وجد آوردن
    • ترفیع دادن
    • تزکیه کردن
    • تعالی بخشیدن
    • رفعت بخشیدن
    • روح تازه دمیدن در
    • روحیه دادن به
    • شرافتمند کردن
    • صدا را بلند کردن
    • فرزانه شدن
    • مهذب شدن
    • کمی مست
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elevate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "elevate" با ترجمه به فارسی

  • (آمریکا) انبار غله · سیلو
  • بالا · بالا آمده · برآمده · بلند · بلند شده · بیش از حد معمول · ترن هوایی · جاهمند · دارای شوق و شعف · رجوع شود به elevated railway · سرحال · عالی · فرازیده · فرازین · فرزانه · فرزینه · فرهیخته · متعال · مرتفع · مشعوف · والا · پررفعت
  • (بالچه های دم هواپیما) سکان افقی · (جراحی) بالاآور · (شخص یا دستگاهی که بالا می برد) بالابر · (محل بنایی و معدن وغیره) فراز رسان · آسانسور · بالابر · بالابرنده · باله ی دم · بلندساز · رجوع شود به grain elevator · فرازبر (در انگلیس می گویند: lift)
  • ارتفاع (از سطح دریا) · مخفف : بلندی
  • آسانسور خدمت · آسانسور ویژه ی خدمه و باررسانی
  • الگوریتم آسانسور
  • آسانسور · بالابرها · بالابرهای سطلي · بالابرهای چنگكي
  • (ارتش - زاویه ای که لوله ی توپ و غیره با افق تشکیل می دهد) درجه · (رقص و باله) فراز جهش (قدرت رقصگر به پریدن در هوا) · (معماری - در نشان دادن بلندی ساختمان و غیره روی نقشه) فرازه نما · (هواپیمایی) ارتفاع از سطح افق · ارتفاع · ارتفاع (ارتفاعات) · ارتفاع از سطح دریا · اوج · بالابری · بحران · برجستگی · بلند سازی · بلندی · بُلَندا · تراز · تعالی · جاه · جاه و جلال · جای بلند · دریا فرازی (altitude هم می گویند) · راس · رفعت · زینه · شرف · فرازسازی · فرازمندی · فرهیختگی · مرتفعترین نقطه · مقام رفیع · منتها · منتها درجه · منزلت · میزان فراز جهش · نیم روز · والایی · وقار
اضافه کردن

ترجمه های "elevate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه