ترجمه "eleven" به فارسی

یازده, يازده, گروه یازده نفری (به ویژه تیم فوتبال و کریکت و غیره) بهترین ترجمه های "eleven" به فارسی هستند.

eleven noun adjective numeral دستور زبان

The cardinal number occurring after ten and before twelve. Represented as 11 in Arabic digits. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یازده

    Cardinal number noun

    the cardinal number occurring after ten and before twelve [..]

    She seldom, if ever, goes to bed before eleven.

    او به ندرت یا هیچ گاه قبل از یازده به رختخواب می رود.

  • يازده

    It's been eleven months, two weeks, two days.

    يازده ماه و دو هفته و دو روز

  • گروه یازده نفری (به ویژه تیم فوتبال و کریکت و غیره)

  • یازده تا

    where there were eleven other knights packed together without their heads, like sardines

    که یازده تا شاهزادهی بیسر دیگر نیز مثل ساردین درون آنجا داشتند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eleven " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Eleven
+ اضافه کردن

"Eleven" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Eleven در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "eleven"

عباراتی شبیه به "eleven" با ترجمه به فارسی

  • گزارش سالانه طرحهای مربوط به خرید سهام, پس انداز و سایر طرح های مشابه مربوط به کارکنان
  • (آموزش) آزمون تعیین استعداد (که در یازده سالگی به دانش آموزان می دادند)
  • فوتبال تکامل حرفهای
  • BAC یک-یازده
اضافه کردن

ترجمه های "eleven" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه