ترجمه "elusion" به فارسی
طفره, اختفا, گریز بهترین ترجمه های "elusion" به فارسی هستند.
elusion
noun
دستور زبان
The act, or abstract properties, of eluding. [..]
-
طفره
nounbut because of his solitary and elusive character.
بلکه بیشتر به خاطر روحیهی تک زیستی و طفره رفتنش از جارو جنجال و مسائل سیاسی.
-
اختفا
-
گریز
verb
-
ترجمه های کمتر
- اجتناب
- فرار
- احتراز از گیر افتادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " elusion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "elusion" با ترجمه به فارسی
-
(از نظر یادگیری یا بیاد آوردن) دشوار · (نادر) رجوع شود به elusory · از یاد رو · خدعه آمیز · دور از ذهن · دیرفهم · سخت آموز · فرار · فراری · لطیف · ماهرانه · مرموز · ناپیدا ، صعب الحصول · گريزان · گریزان · گریزپا · گریزگر · گیج کننده
-
(از نظر یادگیری یا بیاد آوردن) دشوار · (نادر) رجوع شود به elusory · از یاد رو · خدعه آمیز · دور از ذهن · دیرفهم · سخت آموز · فرار · فراری · لطیف · ماهرانه · مرموز · ناپیدا ، صعب الحصول · گريزان · گریزان · گریزپا · گریزگر · گیج کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن