ترجمه "elusive" به فارسی

گریزان, فراری, مرموز بهترین ترجمه های "elusive" به فارسی هستند.

elusive adjective دستور زبان

rarely seen [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گریزان

    adjective

    evading capture, comprehension or remembrance

    as the most elusive memory now,

    تنها یادی گریزان مانده برجا،

  • فراری

    noun

    evading capture, comprehension or remembrance

  • مرموز

    evading capture, comprehension or remembrance

  • ترجمه های کمتر

    • خدعه آمیز
    • فرار
    • گریزپا
    • ناپیدا ، صعب الحصول
    • گريزان
    • دیرفهم
    • گریزگر
    • ماهرانه
    • لطیف
    • (از نظر یادگیری یا بیاد آوردن) دشوار
    • (نادر) رجوع شود به elusory
    • از یاد رو
    • دور از ذهن
    • سخت آموز
    • گیج کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " elusive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "elusive" با ترجمه به فارسی

  • اجتناب · احتراز از گیر افتادن · اختفا · طفره · فرار · گریز
اضافه کردن

ترجمه های "elusive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه