ترجمه "emaciate" به فارسی
ورچلوزیدن, کاهیدن, (مثلا به خاطر گرسنگی ممتد یا بیماری) لاغر کردن یا شدن بهترین ترجمه های "emaciate" به فارسی هستند.
emaciate
verb
دستور زبان
(transitive) To make extremely thin or wasted [..]
-
ورچلوزیدن
-
کاهیدن
-
(مثلا به خاطر گرسنگی ممتد یا بیماری) لاغر کردن یا شدن
-
ترجمه های کمتر
- لاغر کردن
- نحیف کردن
- نزار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emaciate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emaciate" با ترجمه به فارسی
-
استخوانی · رام نشده · لاغر · نحیف · نزار · گوشت رفته
-
اختلالات تغذیهای · لاغرسازی · لاغري · لاغری
-
اختلالات تغذیهای · لاغرسازی · لاغري · لاغری
-
اختلالات تغذیهای · لاغرسازی · لاغري · لاغری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن