ترجمه "emaciation" به فارسی

لاغری, لاغري, لاغرسازی بهترین ترجمه های "emaciation" به فارسی هستند.

emaciation noun دستور زبان

The act of making very lean. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • لاغری

    noun

    and I could not understand why it was that his emaciation somehow made it more striking.

    و من نمیتوانستم بفهمم که لاغری شدید او چرا نیروی او را نمودارتر ساخته است.

  • لاغري

    Strange hardships, I imagine poor, emaciated, pallid wanderer?

    تصور میکنم از فرط بیچارگی و درماندگی به اینجا آمده آواره بیچاره! چقدر لاغر و رنگ پریده است!

  • لاغرسازی

  • اختلالات تغذیهای

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emaciation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "emaciation" با ترجمه به فارسی

  • (مثلا به خاطر گرسنگی ممتد یا بیماری) لاغر کردن یا شدن · لاغر کردن · نحیف کردن · نزار کردن · ورچلوزیدن · کاهیدن
  • استخوانی · رام نشده · لاغر · نحیف · نزار · گوشت رفته
  • (مثلا به خاطر گرسنگی ممتد یا بیماری) لاغر کردن یا شدن · لاغر کردن · نحیف کردن · نزار کردن · ورچلوزیدن · کاهیدن
اضافه کردن

ترجمه های "emaciation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه