ترجمه "embellish" به فارسی

آراستن, پیراستن, (موسیقی - با افزودن جزییات و نت های اضافی) آهنگ را زیباتر کردن بهترین ترجمه های "embellish" به فارسی هستند.

embellish verb دستور زبان

To make more beautiful and attractive; to decorate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آراستن

    verb

    To make more beautiful and attractive; to decorate [..]

    every part of nature furnish out its share towards the embellishment of a creature that is the most consummate work of it.

    هر جزیی از طبیعت برای آراستن موجودی سهیم میشود که غایت هنر آن است.

  • پیراستن

    verb
  • (موسیقی - با افزودن جزییات و نت های اضافی) آهنگ را زیباتر کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (گزارش یا شرح را با افزودن جزییات اضافی و معمولا ساختگی) دستکاری کردن
    • آذین کردن
    • آوا افزایی کردن
    • بزرگ کردن
    • بهسازی کردن
    • تزیین کردن
    • دارای آب و تاب کردن
    • زیبا ساختن
    • زیباسازی کردن
    • زینت بخشیدن
    • زینت کردن
    • قشنگ شدن
    • لذت بخشیدن
    • مزین کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " embellish " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "embellish"

عباراتی شبیه به "embellish" با ترجمه به فارسی

  • زرشکی
  • (جمع) تزیینات · آب و تاب · آذین · آراستن · آرایش · افرند · تزئین · تزیین · زیب · زیباسازی · زینت · شاخ و برگ (که به داستان و غیره افزوده شده) · قلابدوزی · مزین سازی · پیرایش · پیرایه
  • (جمع) تزیینات · آب و تاب · آذین · آراستن · آرایش · افرند · تزئین · تزیین · زیب · زیباسازی · زینت · شاخ و برگ (که به داستان و غیره افزوده شده) · قلابدوزی · مزین سازی · پیرایش · پیرایه
اضافه کردن

ترجمه های "embellish" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه