ترجمه "embedment" به فارسی
جادادن, جایگزینی بهترین ترجمه های "embedment" به فارسی هستند.
embedment
noun
دستور زبان
The act of embedding or the state of being embedded [..]
-
جادادن
-
جایگزینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embedment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "embedment" با ترجمه به فارسی
-
سامانه توکار
-
برازش گراف
-
جاسازيشده · جاسازی شده
-
سامانه توکار
-
شیء تعبیه شده
-
کلیپ صوتی تعبیه شده
-
ارتباط و جاسازی اشیا
-
کلیپ ویدیویی تعبیه شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن