ترجمه "embryo" به فارسی
جنین, رویان, سرآغاز بهترین ترجمه های "embryo" به فارسی هستند.
embryo
noun
دستور زبان
In the reproductive cycle, the stage after the fertilization of the egg that precedes the development into a foetus. [..]
-
جنین
nounfertilized egg before developing into a fetus
Now look at that. There is that beautiful feather in the embryo.
حالا به این نگاه کنید. این پر زیبا در این در جنین وجود دارد.
-
رویان
nounmulticellular diploid eukaryote in its earliest stage of development
-
سرآغاز
-
ترجمه های کمتر
- آغازین
- ابتدایی
- اوایل
- (مجازی - مراحل اولیه ی هر چیز)آغاز
- (گیاه شناسی) رویان (که در درون تخم گیاه بوده و مرکب است از هیپوکودیل و لپه ها و پلومول و غیره)
- اول کار
- جنین (در انسان : از آغاز آبستنی تا هفته ی هشتم) (با زهسان یا fetus مقایسه شود)
- رجوع شود به embryonic
- مرحله بدوی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embryo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "embryo" با ترجمه به فارسی
-
ايمني آغوزی · ايمني جفتي · ايمني جفتگذر · ايمني جنيني · ايمني روياني · ايمني زدهاي · ايمني نوزاد · ایمنی مادری
-
رویانهای گیاهی
-
(گیاه شناسی) کیسه ی رویانی
-
مرگ و مير رويان
-
توليد جنين در آزمايشگاه
-
کشت رویان
-
بلاستوسيتها · تروفوبلاستها · رویانهای جانوری
-
تراكاشتهاي رویان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن