ترجمه "embroil" به فارسی

گرفتار کردن, آشفته کردن, (در جنگ و کشمکش و غیره) گرفتار کردن بهترین ترجمه های "embroil" به فارسی هستند.

embroil verb دستور زبان

To draw into a situation; to cause to be involved. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گرفتار کردن

    verb

    to draw into a situation

  • آشفته کردن

    verb
  • (در جنگ و کشمکش و غیره) گرفتار کردن

  • ترجمه های کمتر

    • به هم زدن
    • درهم و برهم کردن
    • درگیر کردن
    • دچار (زحمت و دردسر) کردن
    • مغشوش کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " embroil " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "embroil" با ترجمه به فارسی

  • درهم برهمی · سراسیمگی · فتنه انگیزی · مسئله غامض · میانه بهم زنی · نزاع
اضافه کردن

ترجمه های "embroil" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه