ترجمه "emergence" به فارسی
ظهور, پیدایی, پیدایش بهترین ترجمه های "emergence" به فارسی هستند.
emergence
noun
دستور زبان
The act of rising out of a fluid, or coming forth from envelopment or concealment, or of rising into view; sudden uprising or appearance. [..]
-
ظهور
nounphenomenon whereby larger entities arise through interactions among smaller/simpler entities such that the larger entities exhibit properties the smaller/simpler entities don't exhibit
I count from the emergence of one integral anomaly to the emergence of the next.
در واقع من هر دوره را از ظهور نخستين نابهنجاري تا پيدا شدن نابهنجاري بعدي شمارش مي كنم.
-
پیدایی
-
پیدایش
And this is the sofa, how it will emerge from there.
و این مبل است، و چه جوری از انجا پیدایش می شود.
-
ترجمه های کمتر
- بروز
- دررو
- فرآمدگی
- پدیداری
- تکوین
- هستی
- (گیاه شناسی) برآمدگی ساقه (مانند تیغ گل محمدی)
- نمایان شدگی
- پيدايي گياهچه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emergence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emergence" با ترجمه به فارسی
-
تغذيه اضطراري
-
بازارهای سرمایه نوظهور – بازارهای سرمایه در حال نمو
-
فرود اضطراری
-
سیستم مسلطغالب
-
وضعیت اضطراری
-
پلکان اطمینان
-
سناژروا
-
بازارهای نو ظهور – بازارهای در حال نمو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن