ترجمه "emerge" به فارسی
(به ویژه از ورای آب) پدیدار شدن, آفتابی شدن, به وجود آمدن بهترین ترجمه های "emerge" به فارسی هستند.
emerge
verb
دستور زبان
(intransitive) To come into view. [..]
-
(به ویژه از ورای آب) پدیدار شدن
-
آفتابی شدن
-
به وجود آمدن
verbThe emergence of quantum effects on a macroscopic level.
امر غير منتظره کانتوم موجب به وجود آمدن موجوداتي در حالت بسيار ميکروسکوپي ميشه
-
ترجمه های کمتر
- به چشم خوردن
- تکوین یافتن
- نمایان شدن
- هست شدن
- هستی یافتن
- هویدا شدن
- پایین آمدن
- پديدار شدن
- پدیدار بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emerge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Emerge
-
پدیدار شدن
Verbthese brain changes much earlier, long before the symptoms emerge.
تغییرات مغزی را خیلی زودتر کشف کنیم، خیلی قبلتر از پدیدار شدن علائم.
عباراتی شبیه به "emerge" با ترجمه به فارسی
-
تغذيه اضطراري
-
بازارهای سرمایه نوظهور – بازارهای سرمایه در حال نمو
-
فرود اضطراری
-
سیستم مسلطغالب
-
وضعیت اضطراری
-
پلکان اطمینان
-
سناژروا
-
بازارهای نو ظهور – بازارهای در حال نمو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن