ترجمه "emerald" به فارسی

زمرد, زمردی, زمردین بهترین ترجمه های "emerald" به فارسی هستند.

emerald adjective noun دستور زبان

Of a rich green colour. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمرد

    noun

    colour [..]

    There were ten emeralds in the velvet case.

    روی یک سطح مخملی بیش از ده قطعه زمرد خیره کننده میدرخشید.

  • زمردی

    rich green colour

    My dear Contessa, no emerald in the world is worth that kind of money.

    ولی کنتس عزیز هیچ زمردی در دنیا وجود ندارد که این مقدار ارزش داشته باشد.

  • زمردین

    As we advanced and left the track, we trod a soft turf, mossy fine and emerald green,

    وقتی پیشتر رفتیم و جاده را پشت سر گذاشتیم به چمن صاف پرخزه سبز زمردین زیبایی رسیدیم ،

  • ترجمه های کمتر

    • زمرّد
    • zomorrod
    • (جواهربری) طرح مستطیل
    • (رنگ) سبز روشن
    • (گوهر شناسی) زمرد
    • ساخته شده از زمرد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emerald " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Emerald proper

A town in Queensland, Australia. [..]

+ اضافه کردن

"Emerald" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Emerald در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "emerald"

عباراتی شبیه به "emerald" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "emerald" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه