ترجمه "emeritus" به فارسی
بازنشسته, شاینده, متقاعد بهترین ترجمه های "emeritus" به فارسی هستند.
emeritus
noun
adjective
دستور زبان
retired, but retaining an honorific version of previous title; especially used with professor. [..]
-
بازنشسته
adjective nounCarlson as members of the Second Quorum of the Seventy and designate them as emeritus General Authorities.
کارلسون را از عضویّت در گروه دوّم هفتادان مرخّص کرده و آنها را اولیای بازنشسته معیّن کنیم.
-
شاینده
adjective noun -
متقاعد
adjective -
(استاد دانشگاه و غیره) بازنشسته (با حفظ رتبه و عنوان وبرخی مزایا)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emeritus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emeritus" با ترجمه به فارسی
-
اسقف بازنشسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن