ترجمه "emersed" به فارسی

روآبی, (به ویژه در مورد گیاهانی به کار می رود که برگ آنها بر سطح آب یا بالای آن قرار دارد) آب فراز بهترین ترجمه های "emersed" به فارسی هستند.

emersed adjective دستور زبان

(botany, of an aquatic plant) That rises above the surface [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • روآبی

  • (به ویژه در مورد گیاهانی به کار می رود که برگ آنها بر سطح آب یا بالای آن قرار دارد) آب فراز

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emersed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "emersed" با ترجمه به فارسی

  • (نجوم) درآمدن از خور گرفت (یا مه گرفت یا استار گرفت) · خروج · ظهور · نمایانی · نوآیند · پیدایش
اضافه کردن

ترجمه های "emersed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه