ترجمه "eminence" به فارسی
عالیجناب, بلندی, برتری بهترین ترجمه های "eminence" به فارسی هستند.
(anatomy) a protuberance [..]
-
عالیجناب
nounYour E eminence is thinking that I'm a conf founded nuisance,
به نظر عالیجناب، من یک مایه آزار ملعونی هستم،
-
بلندی
He plunged deeper into the woods and came to a sort of eminence.
بیشتر در جنگل پیشرفت و بالای یک نوع بلندی رسید.
-
برتری
He went over his vices in his mind, not knowing to which of them to give the pre eminence.
معایب خود را از خاطر میگذراند، در ترازوی اندیشه خویش آنها را با هم میسنجید و نمیدانست برتری و مزیت با کدام یک از آنهاست.
-
ترجمه های کمتر
- بزرگی
- تپه
- اشتهار
- آوازه
- برجستگی
- شایستگی
- شهرت
- نام
- زمین بلند
- مقام والا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " eminence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
a title of honor, applied to Roman Catholic cardinals (usually preceded by His or Your).
"Eminence" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Eminence در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "eminence" با ترجمه به فارسی
-
(مهجور) رجوع شود به eminence
-
(حقوق - حق دولت یا حکومت مبنی بر تصاحب ملک افراد به قیمت عادلانه برای مقاصد عام المنفعه مثل راهسازی) حق خرید اجباری
-
(آدم) برجسته · (مکان) بلند · برآمده · برتر · بلند · بیرون زده · رفعت مند · رفیع · شایان توجه · شایسته · شهیر · فراز · فرازمند · فرازین · مرتفع · ممتاز · والا · ورقلمبیده · پرآوازه · چشمگیر
-
رجوع شود به eminence grise
-
بطوربرجسته یامعلوم
-
(فرانسه - کسی که در زیر پرده نفوذ و قدرت زیادی دارد) مقرب (سلطان یا رهبر)
-
(آدم) برجسته · (مکان) بلند · برآمده · برتر · بلند · بیرون زده · رفعت مند · رفیع · شایان توجه · شایسته · شهیر · فراز · فرازمند · فرازین · مرتفع · ممتاز · والا · ورقلمبیده · پرآوازه · چشمگیر