ترجمه "eminency" به فارسی

(مهجور) رجوع شود به eminence ترجمه "eminency" به فارسی است.

eminency noun دستور زبان

prominence or relative importance [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (مهجور) رجوع شود به eminence

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " eminency " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "eminency" با ترجمه به فارسی

  • آوازه · اشتهار · برتری · برجستگی · بزرگی · بلندی · تپه · زمین بلند · شایستگی · شهرت · عالیجناب · مقام والا · نام
  • (حقوق - حق دولت یا حکومت مبنی بر تصاحب ملک افراد به قیمت عادلانه برای مقاصد عام المنفعه مثل راهسازی) حق خرید اجباری
  • (آدم) برجسته · (مکان) بلند · برآمده · برتر · بلند · بیرون زده · رفعت مند · رفیع · شایان توجه · شایسته · شهیر · فراز · فرازمند · فرازین · مرتفع · ممتاز · والا · ورقلمبیده · پرآوازه · چشمگیر
  • رجوع شود به eminence grise
  • بطوربرجسته یامعلوم
  • (فرانسه - کسی که در زیر پرده نفوذ و قدرت زیادی دارد) مقرب (سلطان یا رهبر)
  • (آدم) برجسته · (مکان) بلند · برآمده · برتر · بلند · بیرون زده · رفعت مند · رفیع · شایان توجه · شایسته · شهیر · فراز · فرازمند · فرازین · مرتفع · ممتاز · والا · ورقلمبیده · پرآوازه · چشمگیر
  • آوازه · اشتهار · برتری · برجستگی · بزرگی · بلندی · تپه · زمین بلند · شایستگی · شهرت · عالیجناب · مقام والا · نام
اضافه کردن

ترجمه های "eminency" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه