ترجمه "emollient" به فارسی

نرمساز, نرمگر, پماد بهترین ترجمه های "emollient" به فارسی هستند.

emollient adjective noun دستور زبان

Anything soothing the mind, or that makes something more acceptable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرمساز

  • نرمگر

  • پماد

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • مرهم
    • روغن
    • (دارو یا چیزی که برای التیام یا نرم کردن پوست بدن و غیره به کار می رود) داروی نرمساز
    • داروی ملین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emollient " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "emollient" با ترجمه به فارسی

  • شیرین کردن · ملایم کردن · نرم کردن
اضافه کردن

ترجمه های "emollient" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه