ترجمه "emote" به فارسی
(معمولا مزاح آمیز - عامیانه) بازی گرانه رفتار کردن (مانند هنرپیشگان با غلو و احساسات و غیره عمل کردن), رفتار تصنعی داشتن بهترین ترجمه های "emote" به فارسی هستند.
emote
verb
noun
دستور زبان
(intransitive) to display emotions openly, especially while acting [..]
-
(معمولا مزاح آمیز - عامیانه) بازی گرانه رفتار کردن (مانند هنرپیشگان با غلو و احساسات و غیره عمل کردن)
-
رفتار تصنعی داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emote " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emote" با ترجمه به فارسی
-
ایجاد سد عاطفی
-
(تحریک کننده ی احساسات و عواطف) احساس انگیز · (نمایشگر احساسات قوی) پر احساسات · (وابسته به احساسات و عواطف) هیجانی · (کسی که زود احساساتش تحریک می شود و به خشم یا گریه و غیره درمی آید) زود خشم · احساساتی · احساسی · اشک انگیز · تاثیرزا · ترغیب شده · تهییج شده · تهییج کننده · درانگیخته · درانگیزشی (در برابر: عقلانی و استدلالی intellectual و rational) · زودانگیز · زودگریه · عاطفی · هیجان انگیز · هیجان زده · هیجانی · پر احساس · پرشور
-
(روان شناسی) شورمندی · احساس · احساس (احساسات) · احساسات · انگیختگی · درانگیزش · شور · عاطفه · هیجان · هیجانات · هیجانی
-
(وابسته به یا تولید کننده ی احساسات) احساس انگیز · احساسات انگیز · احساساتی · احساسی · تاثیری · در انگیزشی · عاطفی
-
طبقهبندی هیجانها
-
توسل به احساس
-
عواطف – احساسات
-
رفتار احساسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن