ترجمه "emotive" به فارسی
احساساتی, تاثیری, عاطفی بهترین ترجمه های "emotive" به فارسی هستند.
emotive
adjective
دستور زبان
of, or relating to emotion [..]
-
احساساتی
Other things are emotions wolves just don't feel.
بقیهی چیزها فقط احساساتی هستن که گرگا احساسش ون نمی کنن.
-
تاثیری
-
عاطفی
These psychic dimensions are tied to emotional trauma.
این بعد های جادویی به یه ضربه ی عاطفی ، پیوند خوردن.
-
ترجمه های کمتر
- احساسی
- (وابسته به یا تولید کننده ی احساسات) احساس انگیز
- احساسات انگیز
- در انگیزشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emotive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Emotive
Emotive (album)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Emotive" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Emotive در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "emotive" با ترجمه به فارسی
-
ایجاد سد عاطفی
-
(تحریک کننده ی احساسات و عواطف) احساس انگیز · (نمایشگر احساسات قوی) پر احساسات · (وابسته به احساسات و عواطف) هیجانی · (کسی که زود احساساتش تحریک می شود و به خشم یا گریه و غیره درمی آید) زود خشم · احساساتی · احساسی · اشک انگیز · تاثیرزا · ترغیب شده · تهییج شده · تهییج کننده · درانگیخته · درانگیزشی (در برابر: عقلانی و استدلالی intellectual و rational) · زودانگیز · زودگریه · عاطفی · هیجان انگیز · هیجان زده · هیجانی · پر احساس · پرشور
-
(روان شناسی) شورمندی · احساس · احساس (احساسات) · احساسات · انگیختگی · درانگیزش · شور · عاطفه · هیجان · هیجانات · هیجانی
-
طبقهبندی هیجانها
-
توسل به احساس
-
(معمولا مزاح آمیز - عامیانه) بازی گرانه رفتار کردن (مانند هنرپیشگان با غلو و احساسات و غیره عمل کردن) · رفتار تصنعی داشتن
-
عواطف – احساسات
-
رفتار احساسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن