ترجمه "Emotions" به فارسی
احساسات, عواطف – احساسات بهترین ترجمه های "Emotions" به فارسی هستند.
Emotions
-
احساسات
Aristotle thought women were of weak nature and easily overtaken by their emotions.
ارسطو می پنداشت زنان طبیعتی ضعیف دارند و به سادگی در دستان احساسات شان رها می شوند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Emotions " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
emotions
noun
Plural form of emotion. [..]
-
عواطف – احساسات
Our figurative heart also reflects our emotions and feelings, our desires and affections.
دل مجازی همچنین منعکسکنندهٔ عواطف، احساسات، امیال، و دلبستگیهای فرد است.
عباراتی شبیه به "Emotions" با ترجمه به فارسی
-
ایجاد سد عاطفی
-
(تحریک کننده ی احساسات و عواطف) احساس انگیز · (نمایشگر احساسات قوی) پر احساسات · (وابسته به احساسات و عواطف) هیجانی · (کسی که زود احساساتش تحریک می شود و به خشم یا گریه و غیره درمی آید) زود خشم · احساساتی · احساسی · اشک انگیز · تاثیرزا · ترغیب شده · تهییج شده · تهییج کننده · درانگیخته · درانگیزشی (در برابر: عقلانی و استدلالی intellectual و rational) · زودانگیز · زودگریه · عاطفی · هیجان انگیز · هیجان زده · هیجانی · پر احساس · پرشور
-
(روان شناسی) شورمندی · احساس · احساس (احساسات) · احساسات · انگیختگی · درانگیزش · شور · عاطفه · هیجان · هیجانات · هیجانی
-
(وابسته به یا تولید کننده ی احساسات) احساس انگیز · احساسات انگیز · احساساتی · احساسی · تاثیری · در انگیزشی · عاطفی
-
طبقهبندی هیجانها
-
توسل به احساس
-
(معمولا مزاح آمیز - عامیانه) بازی گرانه رفتار کردن (مانند هنرپیشگان با غلو و احساسات و غیره عمل کردن) · رفتار تصنعی داشتن
-
رفتار احساسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن