ترجمه "emphatic" به فارسی
موکد, قاطع, تاکیدی بهترین ترجمه های "emphatic" به فارسی هستند.
emphatic
adjective
noun
دستور زبان
Characterized by emphasis. [..]
-
موکد
adjectiveHe said this, in his peculiar, subdued, yet emphatic voice;
سخنانش را با لحن مخصوص، آرام و در عین حال موکد خود بیان میکرد.
-
قاطع
evidently reluctant to show distrust in Bolkonski's emphatic opinion
ظاهرا میل نداشت در صحت قضاوت صریح و قاطع بالکونسکی تردید کند
-
تاکیدی
or to the natural lilt of emphatic language.
یا آهنگ طبیعی زبان تاکیدی
-
ترجمه های کمتر
- قوی
- محکم
- سمج
- مصر
- قرص
- (دستور زبان - به کار بردن فعل do برای تاکید) تکیه دار
- تاکید شده
- تکیه دار (مثلا در برابر we went جمله ی we did go موکدتر است همچنین در برابر he works hard جمله ی he does work hard موکدتر است)
- پا فشار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emphatic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emphatic" با ترجمه به فارسی
-
باتاکید · باقوت · بطوربرجسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن