ترجمه "empire" به فارسی
امپراطوری, شاهنشاهی, امپراتوری بهترین ترجمه های "empire" به فارسی هستند.
A political unit having an extensive territory or comprising a number of territories or nations and ruled by a single supreme authority. [..]
-
امپراطوری
nounpolitical unit
A conversation between the author and a principal secretary, concerning the affairs of that empire.
مذاکره میان نویسنده کتاب و یکی از منشیان کل درباره امور آن امپراطوری .
-
شاهنشاهی
political unit
-
امپراتوری
adjective nounکشوری پهناور متشکل از ملیت های مختلف
One was in the military, and had been sent to the most distant regions of the empire.
یکی از آن دو نظامی بود و در دورترین سرحدات امپراتوری خدمت میکرد.
-
ترجمه های کمتر
- حکمرانی
- پادشاهی
- استیلا
- (مجازی) هر موسسه یا دستگاه گسترده ای که تحت فرمان یک فرد یا خانواده باشد E( -5 بزرگ) وابسته به نخستین امپراتوری فرانسه تحت لوای ناپلئون (5
- حق حاکمیت مطلقه
- حکومت امپراتور
- دوران حکمروایی امپراتور
- قدرت مطلق
- قدرت مطلقه
- وابسته به سبک مبل سازی و جامه دوزی این دوران
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " empire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Empire (style) [..]
"Empire" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Empire در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "empire" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) شارلاتان · (کسی که به جای اصول علمی روی واقعیات تجربی و تجربه تکیه می کند) آدم تجربه گرای · آدم آروین گرای · آدم قلابی · رجوع شود به empirical · چاخان
-
از لحاظ عملی · ازراه مشاهده · ازروی ازمایش وکار · ازروی زبان بازی · بطورغیرعلمی
-
امپراتوری اول فرانسه
-
امپراطوري آفريقاي مركزي · جمهوری آفریقای مرکزی
-
خوارزمشاهیان
-
امپراتوری روم غربی
-
شاهنشاهی کوشان
-
امپراتوری عثمانی (رجوع شود به Ottoman Empire)