ترجمه "empirical" به فارسی

تجربی, آروینی, (متکی بر مشاهده و تجربه نه بر تئوری) آروین گرای بهترین ترجمه های "empirical" به فارسی هستند.

empirical adjective دستور زبان

Pertaining to or based on experience. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجربی

    adjective

    is the gap between public perception and empirical reality.

    شکاف بین درک عمومی و واقعیت تجربی ست.

  • آروینی

  • (متکی بر مشاهده و تجربه نه بر تئوری) آروین گرای

  • ترجمه های کمتر

    • آروین گرایانه
    • تجربه گرای
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " empirical " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Empirical
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تجربی

    adjective

    is the gap between public perception and empirical reality.

    شکاف بین درک عمومی و واقعیت تجربی ست.

عباراتی شبیه به "empirical" با ترجمه به فارسی

  • (قدیمی) شارلاتان · (کسی که به جای اصول علمی روی واقعیات تجربی و تجربه تکیه می کند) آدم تجربه گرای · آدم آروین گرای · آدم قلابی · رجوع شود به empirical · چاخان
  • از لحاظ عملی · ازراه مشاهده · ازروی ازمایش وکار · ازروی زبان بازی · بطورغیرعلمی
  • امپراتوری اول فرانسه
  • امپراطوري آفريقاي مركزي · جمهوری آفریقای مرکزی
  • خوارزمشاهیان
  • امپراتوری روم غربی
  • شاهنشاهی کوشان
  • امپراتوری عثمانی (رجوع شود به Ottoman Empire)
اضافه کردن

ترجمه های "empirical" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه