ترجمه "emplace" به فارسی

در جای خود قرار دادن, کار گذاشتن بهترین ترجمه های "emplace" به فارسی هستند.

emplace verb دستور زبان

To assign a position to something, or to locate something at a particular place [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • در جای خود قرار دادن

  • کار گذاشتن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " emplace " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "emplace" با ترجمه به فارسی

  • - گاه · تثبیت موقعیت · تعیین جا · تعیین محل · جا · جادادن · در جا(ی خود) گذاری · قرار دهی · محل استقرار · محل نصب · موضع · کارگذاشتن
اضافه کردن

ترجمه های "emplace" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه