ترجمه "empoison" به فارسی

(قدیمی) زهرین کردن, تلخکام کردن, زهرآگین کردن بهترین ترجمه های "empoison" به فارسی هستند.

empoison verb noun دستور زبان

(obsolete) To poison. [14th-18th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (قدیمی) زهرین کردن

  • تلخکام کردن

  • زهرآگین کردن

  • ترجمه های کمتر

    • سمی کردن
    • عقده ای و بدخلق کردن
    • کینه ور کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " empoison " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "empoison" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه