ترجمه "emptiness" به فارسی
جای تهی, بیهودگی, تهی بودن بهترین ترجمه های "emptiness" به فارسی هستند.
emptiness
noun
دستور زبان
The state or feeling of being empty [..]
-
جای تهی
noun -
بیهودگی
-
تهی بودن
That the emptiness in one twin was only a version of the quietness in the other.
این را که تهی بودن در یکی از دوقلوها تنها شکلی از خاموشی آن دیگری است.
-
ترجمه های کمتر
- جای خالی
- خالی بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emptiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Emptiness
proper
a Chinese constellation near Aquarius and Equuleus, one of the 28 lunar mansions and part of the Black Turtle [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Emptiness" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Emptiness در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "emptiness" با ترجمه به فارسی
-
تهی دست · دست خالی
-
تخلیه · تهی سازی · دفع · چیزخالی شده
-
(با into یا onto یا on) کاسه به کاسه کردن · (بطری و واگن و کامیون و غیره) بی محتوا · (عامیانه) گرسنه · (محتویات چیزی را) بیرون ریختن · باطل کردن · برهنه · بطری خالی · بی اثاثیه (یا لوازم مربوطه) · بی معنی · تهی · تهی شدن · تهی کردن · توخالی · خالی · خالی از سکنه · خالی از مردم · خالی کردن · خلوت · ریختن · ریختن، ریزِش · لخت · واگن خالی (و غیره) · پوچ · پوک · کاواک
-
مجموعه تهی
-
گفتگوی مفصل
-
(امریکا - عامیانه - کسی که بچه هایش بزرگ شده و به خانه های خود رفته اند) تهی خانه · تهی آشیان
-
اقتصاد بی پایه و اساس – ااقتصاد پوچ
-
اصل موضوع مجموعه تهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن