ترجمه "emulate" به فارسی
تقلید, تقلید کردن, نوسیدن بهترین ترجمه های "emulate" به فارسی هستند.
emulate
adjective
verb
دستور زبان
(now rare) To attempt to equal or be the same as. [..]
-
تقلید
Suddenly, he starts to emulate and then to innovate.
ناگهان، او شروع کرد که اول تقلید کنه و بعد هم خودش خلاقیت کنه.
-
تقلید کردن
verbMan: So you're the first human being to officially emulate a gecko.
مرد: تو اولین انسانی هستی که به طور رسمی از نحوه ی بالا رفتن مارمولک ها تقلید کرده است.
-
نوسیدن
-
ترجمه های کمتر
- (از راه تقلید) برتری جویی کردن
- (مهجور) حسادت ورزیدن
- برتری (یا برابری) جستن
- دنباله روی کردن
- رقابت کردن (همراه با موفقیت)
- سرمشق قرار دادن
- هم چشمی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emulate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Emulate
-
رقابت کردن، تقلید کردن
عباراتی شبیه به "emulate" با ترجمه به فارسی
-
شبیهساز کنسول بازی
-
(کامپیوتر) مقلد · برابرساز · تقلید کننده · دنباله رو · رقابت کننده · رقیب · مقلد · هماورد · پیروساز
-
ازروی هم چشمی
-
(قدیمی) مشتاق · (مهجور) حسود · برتری خواه · رقابتگر · هماوردگر · پیشی جوی
-
ایمیول
-
رقابت امیز · رقابتی · هم چشمی کننده
-
(مهجور) بغض و حسادت · (مهجور) جاه طلبی (از راه تقلید و رقابت) · برتری جویی · رقابت · هم چشمی · هماوردی · پژهان · پیشی خواهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن