ترجمه "emulator" به فارسی
مقلد, برابرساز, هماورد بهترین ترجمه های "emulator" به فارسی هستند.
emulator
noun
دستور زبان
A person or thing that emulates. [..]
-
مقلد
nounWhenever a terminal application is launched this terminal emulator program will be used
هر گاه کاربرد پایانهای راهاندازی میشود ، این برنامه مقلد پایانه استفاده میگردد
-
برابرساز
system that emulates a real system such that the behavior closely resembles the behavior of the real system
-
هماورد
-
ترجمه های کمتر
- پیروساز
- رقیب
- (کامپیوتر) مقلد
- تقلید کننده
- دنباله رو
- رقابت کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " emulator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "emulator" با ترجمه به فارسی
-
شبیهساز کنسول بازی
-
ازروی هم چشمی
-
(قدیمی) مشتاق · (مهجور) حسود · برتری خواه · رقابتگر · هماوردگر · پیشی جوی
-
(از راه تقلید) برتری جویی کردن · (مهجور) حسادت ورزیدن · برتری (یا برابری) جستن · تقلید · تقلید کردن · دنباله روی کردن · رقابت کردن (همراه با موفقیت) · سرمشق قرار دادن · نوسیدن · هم چشمی کردن
-
ایمیول
-
رقابت کردن، تقلید کردن
-
رقابت امیز · رقابتی · هم چشمی کننده
-
(مهجور) بغض و حسادت · (مهجور) جاه طلبی (از راه تقلید و رقابت) · برتری جویی · رقابت · هم چشمی · هماوردی · پژهان · پیشی خواهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن