ترجمه "encamp" به فارسی

اردوزدن, اردو زدن, اردوگاه ساختن بهترین ترجمه های "encamp" به فارسی هستند.

encamp verb دستور زبان

To build and/or inhabit a camp or temporary shelter. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اردوزدن

  • اردو زدن

    verb
  • اردوگاه ساختن

  • ترجمه های کمتر

    • تبدیل به اردوگاه کردن
    • خیمه برپا کردن
    • خیمه سرا برپا کردن
    • در اردوگاه (یا خیمه سرا) جادادن
    • در اردوگاه مستقر شدن
    • منزل دادن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " encamp " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "encamp" با ترجمه به فارسی

  • اردوگاه · اردوگاه سازی · استقرار در اردوگاه · خیمه سرا · خیمه سرا افرازی · سراپرده · قرار گاه · پرده سرا
  • اردوگاه · اردوگاه سازی · استقرار در اردوگاه · خیمه سرا · خیمه سرا افرازی · سراپرده · قرار گاه · پرده سرا
اضافه کردن

ترجمه های "encamp" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه