ترجمه "encasement" به فارسی

اندود, پوشش, درجعبه گذاری بهترین ترجمه های "encasement" به فارسی هستند.

encasement noun دستور زبان

The act of encasing or something that encases [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اندود

  • پوشش

    noun

    and these fuel rods are encased in zirconium,

    و چند میله ی سوختی با پوشش زیرکونیم وجود دارند،

  • درجعبه گذاری

  • درلفاف گذاری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " encasement " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "encasement" با ترجمه به فارسی

  • (مجازی) محصور شدن یا کردن · احاطه کردن · در برگرفتن · درجعبه (یا قوطی و غیره) قرار دادن · نیام کردن · پوشاندن · پوشاندن با · پوشش دار کردن
اضافه کردن

ترجمه های "encasement" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه