ترجمه "enceinte" به فارسی

حامله, درانتظار, (دژ) برون بارو دار بهترین ترجمه های "enceinte" به فارسی هستند.

enceinte adjective noun دستور زبان

pregnant, expecting a baby. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حامله

    adjective
  • درانتظار

    adjective
  • (دژ) برون بارو دار

  • ترجمه های کمتر

    • (دیواره یا استحکامات دور دژ و غیره) کمربند پدآفندی
    • (فرانسه) آبستن
    • برون باره
    • برون بارو
    • محوطه قلعه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " enceinte " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "enceinte" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه