ترجمه "encouraging" به فارسی

امید بخش, امیدوار کننده, ترغیب کننده بهترین ترجمه های "encouraging" به فارسی هستند.

encouraging adjective noun verb دستور زبان

Present participle of encourage. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • امید بخش

    adjective
  • امیدوار کننده

  • ترغیب کننده

    The return to his birth city had not been encouraging.

    بازگشت به شهر زادگاهش ترغیب کننده نبود.

  • ترجمه های کمتر

    • تشویق کننده
    • خواهانساز
    • دلگرم کننده
    • نویدبخش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " encouraging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "encouraging" با ترجمه به فارسی

  • (چیز یا کسی که تشویق می کند) مشوق · انگیزان · انگیزگر · ایزانش · برآغالش · ترغیب · تشجیع · تشویق · تشویق –دلگرمی · خواهانساز · خواهانسازی · دلگرمی
  • بررسی علایق
  • تشویق شده
  • تشویق کننده · مشوق · پرورنده
  • تشویق
  • انگیزاندن · ترغیب کردن · ترویج کردن · تشویق کردن · خواهان کردن · دل دادن · دلگرم کردن · دلگرمی دادن · رو دادن به · شوردادن · قبوشت · پروردن · کمک کردن · یاری دادن
  • انگیزاندن · ترغیب کردن · ترویج کردن · تشویق کردن · خواهان کردن · دل دادن · دلگرم کردن · دلگرمی دادن · رو دادن به · شوردادن · قبوشت · پروردن · کمک کردن · یاری دادن
  • انگیزاندن · ترغیب کردن · ترویج کردن · تشویق کردن · خواهان کردن · دل دادن · دلگرم کردن · دلگرمی دادن · رو دادن به · شوردادن · قبوشت · پروردن · کمک کردن · یاری دادن
اضافه کردن

ترجمه های "encouraging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه