ترجمه "encroachment" به فارسی

تعدی, غصب, تجاوز بهترین ترجمه های "encroachment" به فارسی هستند.

encroachment noun دستور زبان

An entry into a place or area that was previously uncommon; an advance beyond former borders; intrusion; incursion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تعدی

    noun
  • غصب

    noun
  • تجاوز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • پادرازی
    • هجوم
    • تخطی ی
    • دست اندازی
    • دست درازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " encroachment " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "encroachment" با ترجمه به فارسی

  • (با: on یا upon) · (به تدریج یا یواشکی) تجاوز کردن (به ملک یا حقوق یا مرز دیگران) · تاخت و تاز کردن بر · تازیدن بر · تجاوز کردن · تخطی کردن · تعدی کردن · دست اندازی کردن · دست درازی کردن · دست یازیدن · زیرپا گذاشتن · ستم کردن · غصب کردن · فراروی کردن · فزون روی کردن · هجوم بردن · پیشروی کردن در
  • تجاوز تدریجی به کار حسابرس دیگر – ربودن مشتریان یک حسابرس توسط حسابرس دیگر
  • مهاجم
اضافه کردن

ترجمه های "encroachment" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه