ترجمه "encrypted" به فارسی
به رمز در آمده, پنهان شده, کد شده بهترین ترجمه های "encrypted" به فارسی هستند.
encrypted
adjective
verb
دستور زبان
Describing something that is in code. [..]
-
به رمز در آمده
-
پنهان شده
-
کد شده
I also found some encrypted files on his computer.
همينطور ، چند تا فايل کد شده در مورد اون تو کامپيوترش پيدا کردم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " encrypted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "encrypted" با ترجمه به فارسی
-
استاندارد رمزگذاری داده ها
-
به رمز درآوردن · کد کردن
-
رمزگذاری · رمزی کردن · پنهانی کردن
-
استاندارد رمزگذاری پیشرفته
-
رمزگذاری درایورقفل کننده بیت
-
رمزنگاری همریختی
-
کلید رمزگذاری
-
استاندارد رمزگذاری داده سه مرحله ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن